تاریخچه مختصر روستاهای کردنشین دشت قوشاچای و وجه تسمیه آنها (قسمت اول)

photo_2016-07-15_04-16-18

علی رحمتی-عضو هیئت تحریره اوجاق، حضور و تشکیل اجتماعات انسانی کردها اعم از ایل، روستا و شهر در استان آذربایجان غربی و بخصوص دشت قوشاچای (میاندوآب) قدمتی کمتر از نیم قرن دارد.
در منطقه قوشاچای حضور و یا سکونت اکراد را بطور کلی میتوان به دو مرحله تاریخی متفاوت تقسیم بندی نمود:
مرحله اول: زمانی که امپراطوری صفوی در زمان شاه عباس اول به اوج خود رسید. شاه عباس برای اینکه بین تورکهای آناتولی و آذربایجان حایلی بوجود آورد قبایل پراکنده ای از کولی ها را از جاهای مختلف و بخصوص از منطقه مکران (mokeran) یا مکریان(mokeryan) در مرز بین پاکستان و ایران به کوهستانهای مرزی بین آذربایجان و امپراطوری عثمانلی کوچاند. در دوره حکومت قاجاریه تحت تاثیر تحولات جهانی و منطقه ای این قبایل در داخل محدوده امپراطوری عثمانلی قرار گرفتند و تعداد قابل توجهی از آنها نیز به ممالک اعراب پراکنده شدند. اما بعد از سقوط سلسله قاجاریه و از بدو تشکیل رژیم دست نشانده و شونیستی پهلوی، با هدف تغییر بافت جمعیتی و تحت تاثیر افکار تورک ستیزانه رژیم پهلوی این قبایل که در محدوده کشور عراق بودند به تدریج در سنندج و حومه آن که تا آن زمان شهر و منطقه ای تورک نشین بود ساکن شدند. در آن زمان با توجه به آب بسیار فراوان دشت قوشاچای، کشاورزی و زراعت در این دشت بسیار رونق داشت و به این دلیل کارگران دائمی، فصلی و خدمت گزاران زیادی به این دشت می آمدند و گاها نیز در بین مردم آسمیله شده و ساکن می شدند. وضعیت اکراد در دشت قوشاچای و غرب آذربایجان تا زمان جنگ ایران و عراق بدین منوال بود.
مرحله دوم: این برهه از زمان شروع جنگ بین ایران و عراق شروع می شود. در این زمان اکراد در عراق دست به شورش زده و صدام با قاطعیت خاصی به مقابله با این شورش بر می آید بطوری که تعداد کثیری از اکراد ساکن در عراق مجبور به مهاجرت شده و به کوهستانها و مرزهای ایران پناهنده می شوند. دولت وقت ایران در ادامه سیاست تورک ستیزی رژیم پهلوی به تدریج خیل انبوهی از این آوارگان جنگی را در غرب و جنوب غرب آذربایجان سکونت می دهد. این روند سکونت در سال 1375 در دوره ریاست جمهوری رفسنجانی به اوج خود می رسد بطوری که در عرض این یک سال از طرف دولت ایران به بیش از ششصد هزار آواره کرد عراقی شناسنامه ایرانی داده می شود. در واقع تشکیل اجتماعات انسانی کرد (مانند شهر و روستا) در آذربایجان محصول همین اقدامات می باشد. و با این اوصاف روستاهای کرد نشین حومه شهر قوشاچای نیز بدین طریق شکل می گیرند. و تعداد این روستاهای کوچک بین 15 آلی 20 روستا میباشد و در حدود 4200 نفر جمعیت دارند. در این مجال به بررسی اجمالی تاریخچه و وجه تسمیه تعدادی از این روستاها می پردازیم.
روستای ملا کندی:
طبق اظهارات تعدادی از ریش سفیدان کرد، در این روستا قبل از انقلاب و جنگ سه خانوداه کرد وجود داشت و این خانواده ها زمین زراعی نداشتند و بیشتر به کارگری و کارهای خدماتی اشتغال داشتند.
بعد از جنگ با سهل انگاری عمدی دولت و در نتیجه حملات مسلحانه تروریست های حزب دمکرات سکنه اصلی این روستا که تورک بوده و به طایفه “ملا” موسوم بودند روستا را ترک کرده و به شهرستان بناب مهاجرت می کنند. و حتی شاخه ای از این طایفه در روستای چره جلی از توابع بخش چهاربرج ساکن هستند. این روستا به خاطر سکونت طایفه ای از تورک ها موسوم به “ماللا” به روستای “ملا کندی” معروف شده است.

“این نوشته صرفا منعکس کننده نظرات نویسنده است و از طرف وبسایت اوجاق قابل تایید یا رد نمی باشد. 

سایت اوجاق آمادگی دارد نظرات مخالف را در این زمینه منعکس کند.”

 

بلکه بو یازی‌لاری دا سئوه‌سیز!

8 جاواب

  1. خبات گفت:

    واسه شما پانترکها خیلی سخته که پیشرفت ملت کورد را ببینید. اینو میگم که بترکید
    مادها هم کورد بودند.

    • ocaq گفت:

      دوست و هموطن عزیز این مقاله فقط قرائتی تاریخی از کوچ مردم کرد به شهرهای آذربایجان غربی و نقدی بر ادعاهای بی پایه و اساس گروهکهای تروریستی دموکرات، پژاک و …می باشد. برای ما پیشرفت هموطنان کرد مایه خوشحالی است.
      ماد بودن یا نبودن کردها گره ایی از مشکلات آنها باز نخواهد کرد. برای ماهم فرقی نمی کند.

  2. رشدیه گفت:

    خبات این طرز حرف زدن درست نیست.
    وقتی در باره موضوعی آگاهی نداری سکوت کن.موفق باشی

  3. روژان گفت:

    بهتره که بدونی براساس اسناد تاریخی ساکنان اصلی آذرپادگان غربی کرد ، آشور و ارمنی بودن تمامی ترک های ساکن در منطقه حاصل مهاجرت عشایرترک در زمان عثمانی ها بوده .

  4. Aralocum گفت:

    نویسنده ی محترم ادعاهای تاریخی بسیار جدیدی مطرح کرده اند که در صورت اثبات کاندید دریافت بهترین جوایز خواهند بود ولی دریغ از اینکه با درمیان نهادن منابع و مآخذ مارا نیز مستفیض نمایند.
    دوست گرامی یادتان باشد که در این عصر روشنگری مهم تر از سخن گفتن و ادعا کردن ، توانایی اثبات آنها می باشد.
    هرکدام از شهرهای روی کره ی زمین تاریخچه ی خاص خود را دارند و دارای شأن و شوکت خود می باشند.
    در ضمن یادمان باشد قریه ی رحمت آباد (قوشاچای) همچون قرای بوکان و صایین قلعه و و کهنه خانه و قصبات سردشت و اشنو و سلدوز همگی از توابع ساوجبلاغ مکری بودند که به ترتیب مستقل گشت و اتحادیه ی بلباس در فصول سرد سال برای قشلاق در آن می ماندند و قدمت این اقامت های زمستانه بسیار فراتر از تاریخچه ای است که شما نوشته اید

  5. ریباز گفت:

    این مقاله بیشتر بیانگر احساسات و عقایدنویسنده است تا مطلبی علمی و سنجیده یه جورایی که اصلا اسمش مقاله هم نیست و بیشتر به حرفای مردم کوچه و بازار شباهت دارد.خواهشا منتشر کنید

  6. آراز گفت:

    کدوم اسناد تاریخی؟

پاسخ دادن به Aralocum لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WordPress spam blocked by CleanTalk.